ܨܓܨ کل کل دختر پسرای پایه ܨܓܨ

دختر پسرای ایرونی

به اطلاع همه ی دوستای گلی که میخوان تو این وبلاگ کل بندازن میرسونیم که نام کاربری و رمز دلخواهشون رو توی قشمت نظرات بنویسن و منتظر خبر عضویتشون باشن...

با تشکر از انتخابتون

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 23:52  توسط نازی 323  | 

.....***پست ثابت کل کل دختر پسرای پایه***.....

                                      

               

      http://s1.picofile.com/file/7108567632/vorod.jpg

    http://www.pic.iran-forum.ir/images/i8k7dyinhyqh2nedayyg.gif  .....سلام.... به وبلاگ کل کل دختر و پسرای پایه خوش آمدید....http://www.pic.iran-forum.ir/images/i8k7dyinhyqh2nedayyg.gif


                                   ....بنر 60×470 وبلاگ کل کل دخترو پسرای پایه....

         http://20uploads.com/images/1390/mordad/13136496381.gif

عضويت در سايت

***

***

***

      

 
  
                                                 


+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 14:39  توسط نازی 323  | 

پسر مث آدامسه اگه بهت بچسبه جدا شدنش با خداست

پسر مث آدامسه اولش شیرینه بعد بیمزه میشه

پسر مث آدامسه اگه زیاد باهاش گرم بگیری وا میره

پسر مث آدامسه مسلما یه بسته آدامس بهتر از یه دونشه

پسر مث آدامسه نهایتا باید بره تو ...!




خداییش شباهتا زیاد شدنا!

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم مرداد 1391ساعت 10:44  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

سلوم

این بارم فقط بخاطر غزل خانوم برگشتم هااااااااااا

................................................

زنه دیروقت به خونه رسید آهسته کلید رو انداخت و درو باز کرد و یکسر به
اتاق خواب سر زد
ناگهان بجای یک جفت پا دو جفت پا داخل رختخواب دید!

بلافاصله رفت و چوب گلف شوهرش رو برداشت و تا جایی که میخوردند آن دو را
با چوب گلف زد و خونین و مالی کرد.
بعد با حرص بطرف اشپزخانه رفت تا ابی بخورد
با کمال تعجب شوهرش را دید که در آشپزخانه نشسته است.
شوهرش گفت سلام عزیزم!
پدر و مادرت سر شب از شهرشون به دیدن ما اومده بودند چون خسته بودند
بهشون اجازه دادم تو رختخواب ما استراحت کنند

راستی بهشون سلام کردی؟؟؟؟؟؟

.........................................................................

منبع:http://www.reza2fan7.blogfa.com/

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 0:59  توسط طوفان  | 

غزل:


بچه ها اینجا حداقل 20 عضو داره...


ولی من حتی یکی هم نمیبینم!.............یعنی اینقد زود منصرف شدید؟!


اوووووووووف!..چندوقت پیشا حداقل یکی دو تا اهل صحبت پیدا میشد ها..!

مهدی...نازی...علی...رسول...طوفان و..؟!

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 19:9  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

مرد یعنی:

مرد یعنی کارو کارو کارو کار!


یکسره در شیفت های بی شمار!


مثل یک چیزی میان منگنه


روز و شب از هر طرف تحت فشار!


مرد یعنی سکته ، یعنی سی سی یو!


ختم مطلب  مرد یعنی جان نثار!


خلقتش اصلا به این درد نبود


تا درآرد روزگار از وی دمار!!!


+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 19:8  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

سلااااااااااااام!...

مدیر دخترا صحبت میکنه...

صدا میرسه؟!

طوفان حالا بذار باز بچه ها یکم بیکار شن....بعد اهل کل زیاد میشه!

 

 

فعلا!

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1390ساعت 16:21  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

آخرین طوفان

سلام به همه و هیچکس. نمیدونم کجا رفتید. چیکار میکنید. ولی هرچه قدرم که کار داشته باشید بی معرفیه سراغی از جایی که حتی یه کوچولو خاطره دارید نگیرید. یادش بخیر موقعی که وبلاگ ۳. ۴ تا عضو داشت هر روز آپ میشد.

موفق باشید.

ترا از دور می بوسم به چشمی تر خداحافظ
مرا باور نکردی می روم دیگر خداحافظ
مرا لایق ندیدی تا بپرسی حال و روزم را
برو با دیگران ای بی وفا دلبر خداحافظ

 خدانگهدار.

طوفان

http://reza2fan7.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390ساعت 1:25  توسط طوفان  | 

طوووووووووووووووووووووووووووووووفان

مرد اولی : امان از دست این زنها ! زنم تمام دارائیمو برداشت و رفت !

دومی : خوش به حالت ! زن من تمام دارائی مو برداشت و نرفت !

* * * * * * * * * * * *

مرد به زن : عزیزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دین رو به زندگیم آوردی!

چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !

* * * * * * * * * * * *

فرق پیر دختر با پیر پسر:

اولی موفق نشده ازدواج کنه ولی دومی موفق شده ازدواج نکنه !

* * * * * * * * * * * *

مهمه که بتونی دختری رو پیدا کنی که باباش پولدار باشه،

دختری که خوش تیپ باشه، دختری که دوستت داشته باشه

ولی مهم تر از همه اینا اینه که این ۳ تا دختر نباید همدیگر رو بشناسن !!!

* * * * * * * * * * * *

همیشه پشت سر هر مرد موفق ، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت شو بگیره !

* * * * * * * * * * * *

یه روز یه دختر دعا می کنه خدایا :

من چیزی برای خودم نمی خوام فقط یه داماد خوب و خوشگل نصیب مادرم کن !!!

* * * * * * * * * * * *

پدر برای اولین بار دید که دخترش به جای اینکه دو ساعت با تلفن حرف بزنه بعد از یک ربع

حرف زدن تلفن رو قطع کرد. پدر پرسید:

کی بود؟ دختر جواب داد: شماره رو عوضی گرفته بود !

* * * * * * * * * * * *

دختره به دوستش زنگ میزنه میگه , یه پسره دنبام راه افتاده , چیکار کنم؟ دوستش میگه

خوب تندتر راه برو!! دختره میگه من دارم تند میرم ولی اون خاکتوسر خیلی یواش راه میره!

* * * * * * * * * * * *

یه دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم

پسره میگه: ممنونم از هشداری که بهم دادی !!!

* * * * * * * * * * * *

و خداوند مرد را نمک زندگی آفرید تا زن را از گندیدگی نجات دهد !!!

* * * * * * * * * * * *

پسرا:

دخترا:

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت 0:26  توسط طوفان  | 

طوفان

صبح ساعت ۵

قدیم: به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند
جدید: مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند.

صبح ساعت ۶
قدیم: شیر گاو را دوشیده است ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را باعشق و علاقه انداخته و با مهربانی مشغول بوسیدن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.جدید: بازهم خوابیده است

صبح ساعت ۷
قدیم: مشغول مشایعت آقای شوهر است که از در خانه بیرون می رود و هزار تا دعا و صلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.
جدید: هنوز کپیده است.

صبح ساعت ۱۱
قدیم: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار است.
جدید: تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی صورتش است

ظهر ساعت ۱۲
قدیم: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.جدید: در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع مدیتیشن صحبت می‌کند
ظهر ساعت ۱۳
قدیم: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون طشت وسط حیاط خلوت میباشد.جدید: در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است.

ظهر ساعت ۱۴
قدیم: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. جهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.
جدید: در حال انداختن یک غذای آماده درون میکرفر بوده و در همان حال در حال تماشای Farsi1 می‌باشد.

ظهر ساعت ۱۵
قدیم: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.
جدید: با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.

عصر ساعت ۱۶
قدیم: مشغول شستن پاهای کودکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.
جدید: در حال پرو کردن لباس‌های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.

عصر ساعت ۱۷
قدیم: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.
جدید: در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.

عصر ساعت ۱۸
قدیم: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.
جدید: از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.

شب ساعت ۱۹
قدیم: سفره شام را انداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.
جدید: هنوز در حال خرید است.

شب ساعت ۲۰
قدیم: در حال شستن ظروف شام ، کنار حوضه خانه است.جدید: کماکان در حال خرید است.

شب ساعت ۲۱
قدیم: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد.
جدید: در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.

شب ساعت ۲۲
قدیم: رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.جدید: در حال غرغر کردن بر سر وضعیت ترافیک است.

شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم:
جدید: در حال مشاهده TV هستند ایشون ، لطفاً مزاحم نشوید…

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم دی 1390ساعت 14:46  توسط طوفان  | 

سلااااااااااااااااااااااااام!

 

واااااااای بعد مدت ها برگشتم...

دلم تنگیده بود...

کجایید شماها؟

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 11:34  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

نازی جووون

سلام دخترای گلم پسرای خلم....

مارو نمیبینین خوشحالین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اقا ما نبودیم اینجا باز کی شاخ شد ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390ساعت 23:51  توسط نازی 323  | 

طووووووووووفان

مومنی را ندا آمد هر آرزویی داری بکن تا برآورده شود.

گفت: اقیانوس را آسفالت خواهم!

ندا آمد سخت است آرزوی دیگر کن. گفت قدرتی خواهم تا زنان را خوب شناسم!

ندا آمد اقیانوس را ۲بانده میخواهی یا ۴ بانده؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 23:58  توسط طوفان  | 

غزل

سلام به همه!!!

 

طوفان فیلم هندی زیاد نگا میکنیا!!!!

یادش بخیییییر!از همون اولم تو توهم بودی!هی میگفتی اشک ما رو دراوردی!!!عب چی داره!

تو هم برو با خیال خودت خوش باش!!

اهل کل نمیبینم ها!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 19:32  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

طووووووووووفان

سلام به دوستای عزیزم.

 خیلی خوشگل شده وبلاگتون. تبریک میگم.

 بعد مدت ها اومدم نت گفتم یه سری هم به دوستای گلم بزم. چه پسر چه دختر.

 راستش فکر نمیکردم هنوز اسمم تو اعضا باشه. وبلاگو دیدم انقدر ذوق کردم

یادش بخیر اون قدیما با داش مهتی میزدیم تو سر غزل و ضدپسر و نازی ۴۳۳(هجومی)

اشکشونو درمیاوردیم

هی ی ی ی ی ی ی ی روزگار

شنیدم دخترا هم پرچم خریدن مبارکتون باشه کوچولوها

اون طوفان۲ کیه؟؟؟؟ آقا من هیچگونه نمایندگی و شعبه دیگه ای ندارم بخدا

راستی داش رسول حال کردی تراختور رفت صدر جدول

یاشاسین بچه های وبلاگ. همتونو دوس دارم

اگه عمری باشه بازم میام بهتون سر میزنم.

راستی اون بوس ها مال آقا پسرا بود هاااااااااااااااااااااااااا

خدافظی

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مهر 1390ساعت 0:22  توسط طوفان  | 

من برگشتما!!!

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام!!!!

خوبید؟...

چه خبرا؟دماغا چاقه؟...همه چی رو به راهه؟...

یه چندوقتی نبودم ولی انگار همچینم اتفاق خاصی نیوفتاده!؟!

یه کل باحالی یه چیزی؟؟؟؟؟اصلااااااااا ندیدم!

ورود همه اعضای جدید رو تبریک میگم...چه دختر ...چه پسر!

نازی جون پرچم ما که همیشه بالاست....همه هم میدونن!

مهدی بیا یکم کل بندازیم....اعضای جدید یاد بگیرن!!!!

علی تو اصن میدونی "کلکل" رو با چه "ط" ای مینویسن؟؟؟!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 10:44  توسط غزل( مدیر دخترا)  | 

استقلال

سلام به دوستان عزیز استقلالی چه پسر چه دختر

ماهی قرمز لال شد.

                                           بازهم دریا سهم استقلال شد.

دمت گرم اگر استقلالی هستی.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1390ساعت 21:59  توسط رسول  | 

دمت گرم

علی جان دمت گرم عجب عکس هایی گذاشتی اصلا گوش به این حرفه دختر ها نده .واقعا حال کردم .این دختر ها زیاد حرف میزنن .
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 11:59  توسط رسول  | 

نازی جووون

سلام همگی

علی: تخته گاز گرفتی بپا نری تو باقالیا.... عرضم به حضورت که شما سرخرا (البت ببخشینا اسم پسر واستون یکم پاسوریزست) اگه بیکار نبودین که ادعای توخالی نمیکردین ادم یه حرفی میزنه (حرف که نه هارت و پورت میکنه) بهش عمل میکنه پرچم شما رو که لنگ کردیم دادیم کارواش به دردشون میخورد بنده خدا ها باهاش شیشه ماشینا رو پاک میکردن پرچم ما پابرجاست....

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1390ساعت 23:42  توسط نازی 323  | 

http://patogh-boy-girl.blogfa.com/

                      برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب مراجعه نمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم شهریور 1390ساعت 18:49  توسط علی( مدیر دوم)  |